قهوه قجر از دوران نهضت مشروطه (فرهاد زعفری )

سلام دوست گرامی این وبلاگ متعلق به فرهاد زعفری بنیانگذار کافی شاپ حرفه

ای در ایران میباشد

مدیریت کافی شاپ صدف

 .پشتیبان سایت ایران شف.کام

در این سایت می توانید تبلیغات رایگان انجام دهید

دردوران  نهضت مشروطه.
 سواران ايل شاهسون بغدادى به فرماندهى على اكبرخان منصور نظام حضور فعال داشتند
 و از قواى نظامى حامى مجلس بودند كه با حذف آنها مخالفان مشروطه جسارت حمله به
مجلس را پيدا كردند.


على اكبرخان منصور نظام در هجده سالگى سركردگى ايل شاهسون بغدادى را به عهده گرفته
بود.
 در دوره مظفرالدين شاه سواران ايل را به خدمت قزاقى درآورد و به دستور شاه درجه ميرپنجى
(سرلشگرى) دريافت كرد.
هنگامى كه غوغاى مشروطه بالا گرفت تعدادى از سواران شاهسونى نيز به همراه ديگران در
حرم حضرت عبدالعظيم بست نشستند و ديگر حاضر نبودند كه در خدمت قزاقخانه باشند و از
قزاقخانه خارج شدند و به يورت هاى خويش بازگشتند و با حمايت نكردن از حكومت به دفاع از
مشروطه پرداختند. زمانى كه محمدعلى شاه قدرت به دست مى گيرد طى حكمى منصورنظام
را بار ديگر به پايتخت فرامى خواند. مشروطه خواهان منصورنظام را به مجلس احضار مى كنند و
در آنجا او را به قرآن سوگند مى دهند كه حامى مشروطه باشد و به آن خيانت نكند. وى نيز
قسم ياد مى كند و تا آخرين روز به قسم خود وفادار مى ماند و تا زمانى كه در تهران بود با
سربازان ايل خود از مجلس و نمايندگان حفاظت مى كند. على اكبرخان فتح السلطان كه از
سواران ايل شاهسون بوده در اين باره مى گويد: «محمدعلى شاه به علت مخالفت با مجلس
دستور مى دهد به وسيله شترخانه و قاطرخانه، شهر شلوغ شود و ايجاد ترس و وحشت كنند.
از طرف ديگر مجلس امنيت تهران را به منصورنظام واگذار مى كند. سواران منصورنظام هر شب
 بين ده تا بيست نفر از اراذل و اوباش را دستگير مى كردند و تحويل مجلس مى دادند، از جمله
صنيع حضرت و مختارالسلطنه كه از قدرتمندان طرفدار محمدعلى شاه بودند توسط منصور نظام
دستگير و به دوشان تپه برده مى شوند و از آنجا آنها را به كلات نادرى مى برند و تحويل مى
 دهند.»

مشاوران شاه پس از گزارش اين جريانات به شاه توصيه مى كنند كه اگر قصد دارد مجلس را به
توپ ببندد قبل از آن منصورنظام را از ميان بردارد چرا كه او حامى نظامى مجلس بود و سوارانش
 خطر جدى اى براى دولت بودند، بنابراين شاه تصميم مى گيرد كه سواران منصور نظام را پراكنده
سازد و از قدرتش بكاهد. بعد از پراكنده ساختن سوارانش براى اينكه از تهران دورش كند شاه او
را حاكم كردستان مى كند. در حين آماده شدن براى رفتن به كردستان ميرزا جهانگيرخان
صوراسرافيل و ملك المتكلمين به خانه اش مى روند و از او درخواست پناهندگى مى كنند.
 منصورنظام آنها را به خانه اش برد و خودش هم به كردستان نرفت. درباريان كه از اين جريان
باخبر شدند روز بعد براى تفتيش به خانه منصور نظام رفتند اما او كه از قبل از ماجراى تفتيش
توسط شخصى به نام ميرزا عبدالله خان باخبر شده بود شبانه صوراسرافيل و ملك المتكلمين را
به باغ يكى از دوستانش در شميران برد و خودش هم سپيده دم به همراه همسرش روانه حرم
حضرت عبدالعظيم شد و بعد از آن به زادگاهش همدان رفت. در همين اثنا مجلس به توپ بسته
شد و دوران استبداد صغير شروع شد. از تهران تلگرافى به منصورنظام شد و از او خواستند كه
به تهران بازگردد.
کامتان شیرین تلخ بخورید شیرین زندگی کنید.
/ 1 نظر / 16 بازدید
ارسطو